execrative UKeksikrətiv معنی فارسی نفرت کننده لعنتي واژههای دیگر با معنی «نفرت کننده» invidious منزجر کننده، نفرت انگيز، تبعيض اميز uglier زشت، بد گل، بد شکل ugliest زشت، بد گل، بد شکل ugly زشت، بد گل، بد شکل mawkish بيمزه، نفرت انگيز، کسل کننده