exfoliate (to) معنی فارسی پوسته شدن ورقه شدن واژههای دیگر با معنی «پوسته شدن» desquamate پوسته پوسته شدن، پوست انداختن، ورقه ورقه شدن sheling وارد پوسته شدن exfoliate ورقه ورقه شدن پوسته پوسته شدن، تراشيدن، پوست انداختن cam ring رينوي داخل پوسته موتور که توسط ميل لنگ، به چرخش درآمده و باز و بسته شدن سوپاپها، را کنترل ميکند