دیکشنری فارسی

expansion unit

معنی فارسی

وسيله اي که به يک کامپيوتر متصل بوده و

داراي سوکت هاي اضافي است تا درون آنها

تخته مدارهاي چاپي بتوانند قرار گيرند

واژه‌های دیگر با معنی «وسيله اي که به يک کامپيوتر متصل بوده و»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن