express one's consent معنی فارسی رضايت دادن واژههای دیگر با معنی «رضايت دادن» testimonialize جايزه دادن (به)، گواهي نامه يا رضايت دادن (به) acceded جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن accedence جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن accedes جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن acceding جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن acquiesce تن در دادن، راضي شدن، رضايت دادن unresisting تن در دادن، راضي شدن، رضايت دادن assent موافقت، قبول، رضايت ssentor موافقت، قبول، رضايت accede دست يافتن، رسيدن، راه يافتن