دیکشنری فارسی

unresisting

UKʌnrizistiŋ

معنی فارسی

تن در دادن راضي شدن رضايت دادن تسليم شدن هيچ نگفتن

مترادف‌ها

adjective
Submissive, patient, passive, long suffering.

واژه‌های دیگر با معنی «تن در دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن