exterminatory
معنی فارسی
فراهم کننده ، اسباب نابودي ،
مايه انهدام يا انقراض ، نابودسازنده
معنی کامل و مثالها
/-mǝ nǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به نابودسازی، نابودگرانه، ریشه کن سازانه، براندازگرانه
فراهم کننده ، اسباب نابودي ،
مايه انهدام يا انقراض ، نابودسازنده
/-mǝ nǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به نابودسازی، نابودگرانه، ریشه کن سازانه، براندازگرانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن