دیکشنری فارسی

exterminatory

معنی فارسی

فراهم کننده ، اسباب نابودي ،

مايه انهدام يا انقراض ، نابودسازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝ nǝ tôr´ē/adj.

وابسته به نابودسازی، نابودگرانه، ریشه کن سازانه، براندازگرانه

واژه‌های دیگر با معنی «فراهم کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن