exuviable معنی فارسی انداختني افتادني واژههای دیگر با معنی «انداختني» missile انداختني، پرت کردني، گلوله انداز omissible انداختني، قابل حذف quizzable دست انداختني، قابل ريشخنديا استهزا jettisonable دور انداختني. postponable بتاخير انداختني. throwaway ورقه ي اعلان، دور انداختني، يکبار مصرف wale برآمدگي که در اثر زدن چوب يا شلاق روي بدن پيدا، مي شود، خط انداختني projectile پرتابي، پرتاب کننده، پيش برنده