دیکشنری فارسی

omissible

UKɔmsəbl

معنی فارسی

انداختني قابل حذف

معنی کامل و مثال‌ها

/ō mis´ǝ bǝl/adj.

● فرو گذاشتنی، حذف کردنی، انجام ندادنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being left out

واژه‌های دیگر با معنی «انداختني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن