دیکشنری فارسی

eyeball

UKaibɔːl US'aı'bɔl

معنی فارسی

تخم چشم مردمک چشم

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´bôl´/n., vt., vi.

● (کالبد شناسی) تخم چشم (که در خانه‌ی چشم قرار دارد)، کره‌ی چشم، مقلا

● (امریکا - عامیانه) دید زدن، نظرا تخمین زدن (یا سنجیدن)

* eyeball to eyeball

(خودمانی) رودررو، در تماس مستقیم

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'eyen bolle'. First known use in the 1570s.

مثال

  • The cat's eyeball is green.
  • He eyeballed the document carefully.
  • The eyeball of the hurricane is calm.

ترکیب‌های رایج

Eyeball movement Eyeball rotation Eyeball estimate

تعریف انگلیسی

verb
  1. the ball-shaped capsule containing the vertebrate eye
  2. look at “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Sam cannot eyeball Sue”

واژه‌های دیگر با معنی «تخم چشم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن