eyestrings معنی فارسی (تش.) ضمائم چشمي که سابقا معتقد بودند هنگام کوري ومرگ از هم گسيخته مي گردد. واژههای دیگر با معنی «(تش.)» islets of langerhans (تش.)، دسته هاي سلولي اثني عشر بنام<، جزاير لانگرهانس > که توليد انسولين ميکنند. leukon (تش.)، عناصر سفيد خون و سلول هاي سازنده انها، دودمان سفيد خون. chops (تش.) ارواره، دهان، لب ولوچه . eardrum (تش 0) پرده گوش، پرده صماخ. palating (تش.)استخوان کام، وابسته بسق، شبيه کاخ thalamic (thalamus) (تش.) تالا موس، ماده خاکستري مغز مياني. ileal (ileac) (تش.) وابسته به روده دراز. fascicule دسته يا مجموعه کوچک الياف، (تش.)، دسته اي از رشته هاي عضلاني که عضله را zygomorphic يوغ ريخت، متقارن، (تش.) داراي تقارن