fabricant US'fæbrıkənt معنی فارسی سازنده بافنده واژههای دیگر با معنی «سازنده» builder سازنده، خانه ساز، مقاطعه کار ساختماني wright سازنده، استاد، (در ترکيب) سازگر maker سازنده، درست کننده، سند دهنده constructor سازنده، سرکار، ساختمان کشتي fabricator سازنده، جعل کننده، سخن ساز composer سازنده، تصنيف کننده، مصنف manufacturer سازنده، صاحب کارخانه concoctor سازنده، ترکيب کننده fomative سازنده، سرشت گر. partitive جدا سازنده، تبعيضي، بخش رسان