face wall معنی فارسی نقاب ماسک ديوار بر واژههای دیگر با معنی «نقاب» mask نقاب، روبند، رخ آويز falseface نقاب، چهره پوش، ماسک veiling نقاب، تور صورت. masquer نقاب پوش، ماسک پوش towear a mask نقاب زدن، ماسک زدن masked ball رقص با نقاب، رقص با هيئت مبدل، بال ماسکه data mask نقاب داده ها mummery (لال) باز يبا نقاب، لودگي، آداب ديني خنده آور که نشانه زهد خشک باشد mumming نقاب پوشي و لال بازي mummer بازيگر نقاب پوش و لال بازي کن، بازيگر