دیکشنری فارسی

factorsMathematics

معنی فارسی

عامل حق العمل کار نماينده عامل بندي کردن تبديل بعوامل کرد

واژه‌های دیگر با معنی «عامل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن