faithworthy معنی فارسی قابل اعتماد موثق امين معتبر واژههای دیگر با معنی «قابل اعتماد» trustworthily قابل اعتماد، معتبر، معتمد trustworthy قابل اعتماد، معتبر، معتمد dependable قابل اعتماد، معتبر، موثق trustier قابل اعتماد trusties قابل اعتماد trustiest قابل اعتماد trustily قابل اعتماد trusty قابل اعتماد unreliable غير قابل اعتماد، غيرمعتمد، ناپايدار untrustworthy غير قابل اعتماد، غير معتمد، ناپايدار