دیکشنری فارسی

family tree

UKfæməliːtriː

معنی فارسی

شجره

معنی کامل و مثال‌ها

● شجره‌نامه، درخت خانوادگی، نیانامه

● نیاکان، آبا و اجداد، زاد و رود، تخم و ترکه

تعریف انگلیسی

noun
  1. successive generations of kin

واژه‌های دیگر با معنی «شجره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن