دیکشنری فارسی

farina

UKfæriːnə USfə'ri:nə

معنی فارسی

ارد ، نشاسته ، ماده نشاسته اي يا اردي

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ rē´nǝ/n.

● حریره (خوراکی که از آرد گندم یا سیب زمینی یا ذرت یا غیره درست می‌شود)

● آرد (به ویژه آرد سرند نشده)

● نشاسته (به ویژه نشاسته‌ی سیب زمینی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. fine meal made from cereal grain especially wheat; often used as a cooked cereal or in puddings

مترادف‌ها

noun
1. Flour or meal (of grain or starchy roots).
2. (Chemistry) Starch, fecula.
3. (Botany) Pollen.

واژه‌های دیگر با معنی «ارد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن