دیکشنری فارسی

farmland

US'fɑ:m'lænd

معنی فارسی

کشتزار.

معنی کامل و مثال‌ها

/färm´land´/n.

● زمین کشاورزی، زمین زراعی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a rural area where farming is practiced
  2. arable land that is worked by plowing and sowing and raising crops

واژه‌های دیگر با معنی «کشتزار.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن