father off معنی فارسی دورتر واژههای دیگر با معنی «دورتر» yond دورتر، عقب تر، آن farther دورتر، بيشتر ultramundane دورتر از منظومه شمسي، ماوراي اين جهان، عقبايي outrange دورتر زدن از رساتربودن از، بيشترتير رس داشتن از downrange دورتر از محل پرتاب ودر مسير ازمايشي خود. backcourt نيمه دفاعي، نيمه دورتر زمين از ديوارمقابل (اسکواش)، پشت خط سرويس (تنيس) further بيشتر، ديگر، مجد د