دیکشنری فارسی

fatling

معنی فارسی

پرواري ، بره ياگوساله (ياجانورديگر) پرواري

معنی کامل و مثال‌ها

/fat´liŋ/n.

● (گوساله یا بره یا خوک بچه که برای ذبح پروار شده است) پرواری

واژه‌های دیگر با معنی «پرواري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن