fatty
UKfætiː
US'fætı
معنی فارسی
چربي دار چربي وار روغني چرب
معنی کامل و مثالها
/fat´ē/adj.
● ساخته شده از یا دارای چربی، چربیدار، چرب، پرچربی
fatty substances
مواد چربیدار
● چاق، فربه
● (عامیانه) خیکی، گامبو
● چربی سان، روغن سان، لیز
تعریف انگلیسی
adjective
- a rotund individual
- containing or composed of fat “fatty food” “fat tissue”
مترادفها
adjective
Unctuous, oleaginous, oily, fat, adipose, greasy.