دیکشنری فارسی

sebaceous

UKsiːbeiʃəs USsə'beıʃəs

معنی فارسی

چربي دار شحمي

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ bā´shǝs/adj.

● وابسته به یا مانند پیه یا دنبه، پیه‌دار، چرب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. containing an unusual amount of grease or oil “greasy hamburgers” “oily fried potatoes” “oleaginous seeds”

مترادف‌ها

adjective
Fat, fatty, unctuous, greasy, oily, oleaginous, adipose.

واژه‌های دیگر با معنی «چربي دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن