دیکشنری فارسی

faucal

معنی فارسی

گلويي حلقي

معنی کامل و مثال‌ها

/fô´kǝl/adj.

● (زبان شناسی) گلوگاهی، ریشه زبانی، زبان ریشه‌ای

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the fauces “Pertains to noun: fauces”

واژه‌های دیگر با معنی «گلويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن