faucal
معنی فارسی
گلويي حلقي
معنی کامل و مثالها
/fô´kǝl/adj.
● (زبان شناسی) گلوگاهی، ریشه زبانی، زبان ریشهای
تعریف انگلیسی
adjective
- of or relating to the fauces “Pertains to noun: fauces”