jugular
UKdʒʌgjulər
US'dʒu:gjələ
معنی فارسی
گلويي، حلقي، گردني،
درباب ماهيهايي گفته ميشود که بالهاي
....است
وابسته به گردن و گلو، گردني
وابسته به يا داراي باله ي زيرگلويي
معنی کامل و مثالها
/jug´yōō lǝr, -yǝ-; jōōg´-;jug´lǝr/adj., n.
● (کالبدشناسی) سیاهرگ گردن، وداج، ورید وداجی
● وابسته به گردن و گلو، گردنی - گلویی، گردنی
● (جانورشناسی) وابسته به یا دارای بالهی زیرگلویی
* go for the jugular
(عامیانه) با شقاوت رفتار کردن، به قصد جان زدن یا حمله کردن و غیره
تعریف انگلیسی
adjective
- veins in the neck that return blood from the head
- a vital part that is vulnerable to attack “he always goes for the jugular”
- relating to or located in the region of the neck or throat “jugular vein” “Pertains to noun: neck”