دیکشنری فارسی

jugular

UKdʒʌgjulər US'dʒu:gjələ

معنی فارسی

گلويي، حلقي، گردني،

درباب ماهيهايي گفته ميشود که بالهاي

....است

وابسته به گردن و گلو، گردني

وابسته به يا داراي باله ي زيرگلويي

معنی کامل و مثال‌ها

/jug´yōō lǝr, -yǝ-; jōōg´-;jug´lǝr/adj., n.

● (کالبدشناسی) سیاهرگ گردن، وداج، ورید وداجی

● وابسته به گردن و گلو، گردنی - گلویی، گردنی

● (جانورشناسی) وابسته به یا دارای باله‌ی زیرگلویی

* go for the jugular

(عامیانه) با شقاوت رفتار کردن، به قصد جان زدن یا حمله کردن و غیره

تعریف انگلیسی

adjective
  1. veins in the neck that return blood from the head
  2. a vital part that is vulnerable to attack “he always goes for the jugular”
  3. relating to or located in the region of the neck or throat “jugular vein” “Pertains to noun: neck”

واژه‌های دیگر با معنی «گلويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن