دیکشنری فارسی

fawning

UKfɔːniŋ US'fɔnıŋ

معنی فارسی

مداهنه تملق دم لابه سبزي پاک کني مداهنه کننده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. attempting to win favor from influential people by flattery
  2. attempting to win favor by flattery

مترادف‌ها

noun
Sycophancy, servility, cringing, mean flattery.

واژه‌های دیگر با معنی «مداهنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن