دیکشنری فارسی

feathery

UKfeðəriː US'feðərı

معنی فارسی

پرمانند ريشه دار پردار پروار سبک

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

پوشیده از پر، پرپوش، پرین

feathery creatures that moved under the bushes

جانداران پوشیده از پر که زیر بوته‌ها می‌جنبیدند

some dinasaurs had feathery wings

برخی دایناسورها بال‌های پوشیده از پر داشتند.

پرسان، نرم، لطیف

a feathery bed

تختخواب نرم و راحت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. adorned with feathers or plumes
  2. resembling or suggesting a feather or feathers “feathery palm trees”
  3. characterized by a covering of feathers “the feathery congregation of jays”

واژه‌های دیگر با معنی «پرمانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن