featured
UKfiːtʃəd
US'fi:tʃəd
معنی فارسی
سيما چهره ترکيب شکل قسمت برجسته بطوربرجسته نشان دادن
معنی کامل و مثالها
/-chǝrd/adj.
● دارای چهرهی بخصوص، ـ صورت، چهره
broad-featured
پهن چهره (دارای صورتی که اجزا آن پهن است.)
● (امریکا) دارای نقش عمده (در فیلم یا مقاله و غیره)
تعریف انگلیسی
adjective
- made a feature or highlight; given prominence “a featured actor” “a featured item at the sale”
- having facial features as specified; usually used in combination “a grim-featured man”