febrific معنی فارسی تب اور تب خيز معنی کامل و مثالها /fē brif´ik/adj.● (قدیمی) تبآور، تبانگیز واژههای دیگر با معنی «تب اور» pyogenic تب اور، حرارت زا. febrifacient تب اور، تب خيز pyrogenic تب اور pyretic تبي، وابسته به تب، تب اور pyrogen برق، عنصر قابل اشتعال، ماده تب اور.