دیکشنری فارسی

febrile

UKfiːbrail

معنی فارسی

وابسته به تب

معنی کامل و مثال‌ها

/fē´bril, feb´ril/adj.

● (پزشکی)

● تب‌دار، وابسته به تب

● ایجاد شده توسط تب، تب‌زاد، تب‌آورد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or characterized by fever “a febrile reaction caused by an allergen” “Pertains to noun: fever (for: feverish), fever”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به تب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن