felineness معنی فارسی گربه اي ، وابسته به تيره گربه ، گربه صفت واژههای دیگر با معنی «گربه اي» feline گربه اي، وابسته به تيره گربه، گربه صفت cat's eye چشم گربه اي amentaceous وابسته به آرايش نگيني يا تسمه اي، دم گربه اي، دم گربه اي شکل cat-eyed تاريک بين، چشم گربه اي amentiferous داراي آرايش نگيني يا تسمه اي، داراي آرايش دم گربه اي skin the cat اسکن د کت، حالت گربه اي (ژيمناستيک) cats-paw ساده لوح، الت دست ديگران، گره پنجه گربه اي Burmese برمه اي، اهل برمه، انواع گربه هايي که اصل آنها از برمه است و