femurs UKfiːməz معنی فارسی استخوان ران ران حشره واژههای دیگر با معنی «استخوان ران» femora استخوان ران، ران حشره femur استخوان ران، ران حشره thigh bone استخوان ران، فخد thigh-bone استخوان ران thighbone استخوان ران. hambone استخوان ران خوک، استخوان ژامبون، هنرپيشه ي بد hurl-bone استخوان ران اسب trochanter برآمدگي در بالاي تنه استخوان ران، بند دوم پاي حشره hipbone استخوان لگن خاصره .، رجوع شود به ilium، سر استخوان ران acetabulum کاسه مفصل، حاق الفخه، کاسه ران حشره