fencible
معنی فارسی
دفاع پذير ، حفظ کردني ،
سربازيکه دردرون کشوربايدخدمت کندوبس
معنی کامل و مثالها
/fen´sǝ bǝl/adj.
● (اسکاتلند) قابل دفاع، پدفندپذیر، قادر به دفاع
دفاع پذير ، حفظ کردني ،
سربازيکه دردرون کشوربايدخدمت کندوبس
/fen´sǝ bǝl/adj.
● (اسکاتلند) قابل دفاع، پدفندپذیر، قادر به دفاع
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن