defensible
UKdifensəbl
USdı'fensəbəl
معنی فارسی
دفاع کردني دفاع پذير قابل دفاع دفاعي
معنی کامل و مثالها
/dē fen´sǝ bǝl, di-/adj.
● پدافندپذیر، پدفندپذیر، قابل دفاع
● قابل توجیه
his behavior was hardly defensible
رفتار او به آسانی قابل توجیه نبود.
تعریف انگلیسی
adjective
- capable of being defended