دیکشنری فارسی

defensible

UKdifensəbl USdı'fensəbəl

معنی فارسی

دفاع کردني دفاع پذير قابل دفاع دفاعي

معنی کامل و مثال‌ها

/dē fen´sǝ bǝl, di-/adj.

● پدافندپذیر، پدفندپذیر، قابل دفاع

● قابل توجیه

his behavior was hardly defensible

رفتار او به آسانی قابل توجیه نبود.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being defended

واژه‌های دیگر با معنی «دفاع کردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن