festive
UKfestiv
US'festıv
معنی فارسی
جشني درخورجشن وابسته بعيد سوراميز خوشي اور
معنی کامل و مثالها
/fes´tiv/adj.
● (وابسته به یا مناسب جشن و جشنواره) جشنی، بزمی، عیدی، شاد، جشن و سرور(ی)
Norooz is a festive season
نوروز فصل جشن و سرور است.
to be in a festive mood
سر کیف بودن، سر حال بودن، شاد و خرم بودن
مترادفها
adjective
Convivial, jovial, joyous, gay, merry, mirthful, festal.