feverishness معنی فارسی حالت تب بيقراري واژههای دیگر با معنی «حالت تب» pyrexia حالت تب، حالت حمائي تب، تب pyreticosis حالت تب، تب، حالت حمائي febricity حالت تب، بي قراري febile وابسته به تب، داراي حالت تب، تبدار