دیکشنری فارسی

pyrexia

معنی فارسی

حالت تب حالت حمائي تب تب

معنی کامل و مثال‌ها

/pī reks´ē ǝ/n.

● رجوع شود به: fever

تعریف انگلیسی

noun
  1. a rise in the temperature of the body; frequently a symptom of infection

واژه‌های دیگر با معنی «حالت تب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن