pyrexia معنی فارسی حالت تب حالت حمائي تب تب معنی کامل و مثالها /pī reks´ē ǝ/n.● رجوع شود به: fever واژههای دیگر با معنی «حالت تب» pyreticosis حالت تب، تب، حالت حمائي febricity حالت تب، بي قراري feverishness حالت تب، بيقراري febile وابسته به تب، داراي حالت تب، تبدار