fibroblast
معنی فارسی
تار زا تار رويان
معنی کامل و مثالها
/fī´brō blast´/n.
● (یاختهی درشت و پهن که در ساختن تار نقش عمده دارد) تار زا، تار رویان
تار زا تار رويان
/fī´brō blast´/n.
● (یاختهی درشت و پهن که در ساختن تار نقش عمده دارد) تار زا، تار رویان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن