دیکشنری فارسی

fifty

UKfiftiː US'fıftı

معنی فارسی

پنجاه

معنی کامل و مثال‌ها

/fif´tē/adj., n., pl.

پنجاه

fifty dollars

پنجاه دلار

a fifty-day trip

سفر پنجاه روزه

* the fifties

سال‌های پنجاه (مثلا از 1850 تا 1859 یا از 1950 تا 1959)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the product of ten and five
  2. a United States bill worth 50 dollars

واژه‌های دیگر با معنی «پنجاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن