دیکشنری فارسی

fighter

UKfaitər US'faıtə

معنی فارسی

جنگ کننده هواپيماي شکاري

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● جنگجو، جنگاور، رزمنده، ارتشتار، پیکارگر، مبارز

one of the fighters (who were) in charge of defending the base

یکی از جنگاورانی که دفاع پایگاه را به عهده داشتند

● مشت‌باز، بکسور، مشت‌زن

a heavyweight fighter

مشت‌باز سنگین وزن

● (هواپیما) جنگنده، شکاری

our fighter planes brought down two enemy bombers

هواپیماهای شکاری ما دو بمب‌افکن دشمن را به زیر آوردند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who fights (or is fighting)
  2. a high-speed military or naval airplane designed to destroy enemy aircraft in the air
  3. someone who fights for a cause

مترادف‌ها

noun
Combatant, warrior, See champion.

واژه‌های دیگر با معنی «جنگ کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن