fille معنی فارسی دختر معنی کامل و مثالها /fē´y'/n.● (فرانسه)● دختر● باکره● خانه مانده، (دختر) ترشیده واژههای دیگر با معنی «دختر» maid دختر، دوشيزه، کلفت girly دختر، دختر وار، دخترانه girlie دختر، دختر وار، دخترانه girl دختر، دختربچه، دوشيزه lass دختر، زن جوان.، معشوقه wench دختر، زن جوان، کلفت muchacha دختر، زن جوان daughter دختر daughtren دختر. jillet دختر گيج، دختر لاسي