دیکشنری فارسی

fille

معنی فارسی

دختر

معنی کامل و مثال‌ها

/fē´y'/n.

(فرانسه)

دختر

باکره

خانه مانده، (دختر) ترشیده

واژه‌های دیگر با معنی «دختر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن