filler
UKfilər
US'fılə
معنی فارسی
بطانه ميله استحکام پرکننده
معنی کامل و مثالها
/fil´ǝr/n.
● (شخص یا ابزار یا چیزی که پر میکند):
● مادهای که برای افزودن بر غلظت یا وزن یا حجم و غیره به مادهی دیگر میزنند، آکنشگر، آکندگر، چگال افزا، وزن افزا
● خمیر و غیره که قبل از صافکاری ورنگ زدن به چوب میمالند، بتونه، زاموسخه
● توتون درون سیگار برگ (که دور آن برگ توتون پیچیدهاند)
● (روزنامه و غیره) مطلبی که با آن جای خالی صفحه را پر میکنند
● کاغذی که با آن کلاسور یا پوشه و غیره را پر میکنند
● میلهی استحکام، نبشی، لبهگیر، لایی، زبره
تعریف انگلیسی
noun
- used for filling cracks or holes in a surface
- 100 filler equal 1 forint in Hungary
- copy to fill space between more important articles in the layout of a magazine or newspaper
- anything added to fill out a whole “some of the items in the collection are mere makeweights”
- the tobacco used to form the core of a cigar