دیکشنری فارسی

filtrate

UKfiltreit

معنی فارسی

صافي صاف کني پالونه صاف شدن زلال شدن ردشدن پالودن

معنی کامل و مثال‌ها

/fil´trāt´/n., vt.

● پالودن، صافی کردن

● آبگونه‌ی پالیده، مایع تصفیه شده

تعریف انگلیسی

verb
  1. the product of filtration; a gas or liquid that has been passed through a filter
  2. remove by passing through a filter “filter out the impurities” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «صافي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن