filtrate
UKfiltreit
معنی فارسی
صافي صاف کني پالونه صاف شدن زلال شدن ردشدن پالودن
معنی کامل و مثالها
/fil´trāt´/n., vt.
● پالودن، صافی کردن
● آبگونهی پالیده، مایع تصفیه شده