دیکشنری فارسی

filtrate

UKfiltreit

معنی فارسی

صافي صاف کني پالونه صاف شدن زلال شدن ردشدن پالودن

معنی کامل و مثال‌ها

/fil´trāt´/n., vt.

پالودن، صافی کردن

آبگونه‌ی پالیده، مایع تصفیه شده

واژه‌های دیگر با معنی «صافي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن