fine-fingered معنی فارسی چابک دست ماهر واژههای دیگر با معنی «چابک دست» dexterous چابک دست، زبردست، تردست dextrous چابک دست، زبردست، ماهر nimble fingered تردست، چابک دست، جلد دست adroit زرنگ، زبر دست، زيرک light fingers چابک دستي، دست کج