دیکشنری فارسی

nimble fingered

معنی فارسی

تردست چابک دست جلد دست فرز

مترادف‌ها

adjective
Dexterous, deft, adroit, expert, skilful.

واژه‌های دیگر با معنی «تردست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن