دیکشنری فارسی

fingernail

UKfiŋgəneil US'fıŋgə'neıl

معنی فارسی

ناخن.

معنی کامل و مثال‌ها

/fiŋ´gǝr nāl´/n.

● ناخن، ناخن دست (ناخن پا می‌شود: toenail)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the nail at the end of a finger

واژه‌های دیگر با معنی «ناخن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن