fingertip
UKfiŋgətip
معنی فارسی
نوک انگشت سرانگشت. انگشتانه انگشت پوش
معنی کامل و مثالها
/fiŋ´gǝr tip/n.
● نوک انگشت، سر انگشت
● (هر چیزی که برای حفظ سر انگشتان به کار رود) انگشتانه، انگشت پوش
* have at one's fingertips
1- در دسترس داشتن، حاضر و آماده داشتن، کاملا در اختیار داشتن 2- کاملا آشنا بودن به، کاملا وارد بودن، مثل آب خوردن بلدبودن
* to one's (or the) fingertips
کاملا، از سر تا پا
تعریف انگلیسی
noun
- the end (tip) of a finger