دیکشنری فارسی

fingertip

UKfiŋgətip

معنی فارسی

نوک انگشت سرانگشت. انگشتانه انگشت پوش

معنی کامل و مثال‌ها

/fiŋ´gǝr tip/n.

● نوک انگشت، سر انگشت

● (هر چیزی که برای حفظ سر انگشتان به کار رود) انگشتانه، انگشت پوش

* have at one's fingertips

1- در دسترس داشتن، حاضر و آماده داشتن، کاملا در اختیار داشتن 2- کاملا آشنا بودن به، کاملا وارد بودن، مثل آب خوردن بلدبودن

* to one's (or the) fingertips

کاملا، از سر تا پا

تعریف انگلیسی

noun
  1. the end (tip) of a finger

واژه‌های دیگر با معنی «نوک انگشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن