fire (set on ...) معنی فارسی آتش (زدن) واژههای دیگر با معنی «آتش (زدن)» ignite آتش زدن، روشن کردن، گيراندن conflagrate سوزاندن - آتش زدن ignify سوزاندن، آتش زدن setting on fire حرق، آتش زدن عمدي emblaze روشن کردن، مشتعل کردن.، آتش زدن deflagrate سوزانيدن، سوختن، (زود) آتش زدن blaze زبانه (آتش)، شعله، ظهور strufe با هواپيما شيرجه زدن، شيرجه زير آتش