fire-box معنی فارسی اتشدان واژههای دیگر با معنی «اتشدان» chafing-dish اتشدان، منقل firebox مجمر، اتشدان، منقل. hearth اجاق، اتشدان، کف کوره warming pan منقل، اتشدان. fire-pot ظرفي که ازاتش يامواداتشگيرپرکرده پرت، ميکردند، اتشدان