fireplace
UKfaiəpleis
US'faıəp'leıs
معنی فارسی
اجاق، اتشگاه ، کانون، بخاري، منقل.
اجاق فلزي که در پارکها کار ميگذارند
معنی کامل و مثالها
/fīr´plās´/n.
● شومینه، بخاری دیواری
● اجاق فلزی که در پارکها کار میگذارند