دیکشنری فارسی

fireplace

UKfaiəpleis US'faıəp'leıs

معنی فارسی

اجاق، اتشگاه ، کانون، بخاري، منقل.

اجاق فلزي که در پارکها کار ميگذارند

معنی کامل و مثال‌ها

/fīr´plās´/n.

شومینه، بخاری دیواری

اجاق فلزی که در پارک‌ها کار می‌گذارند

واژه‌های دیگر با معنی «اجاق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن