دیکشنری فارسی

fireplace

UKfaiəpleis US'faıəp'leıs

معنی فارسی

اجاق، اتشگاه ، کانون، بخاري، منقل.

اجاق فلزي که در پارکها کار ميگذارند

معنی کامل و مثال‌ها

/fīr´plās´/n.

● شومینه، بخاری دیواری

● اجاق فلزی که در پارک‌ها کار می‌گذارند

تعریف انگلیسی

noun
  1. an open recess in a wall at the base of a chimney where a fire can be built “the fireplace was so large you could walk inside it” “he laid a fire in the hearth and lit it” “the hearth was black with the charcoal of many fires”

واژه‌های دیگر با معنی «اجاق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن