دیکشنری فارسی

first-rate

UKfəːstreit

معنی فارسی

عالي ، نخستين درجه ، بسيارخوب ،

کشتي جنگي درجه اول

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst´rāt´/adj., adv.

● درجه‌ی اول، درجه یک، عالی، خیلی خوب، تراز اول

a first-rate teacher

یک معلم تراز اول

● (عامیانه) به طور بسیار خوب

تعریف انگلیسی

adverb
  1. of the highest quality “an ace reporter” “a crack shot” “a first-rate golfer” “a super party” “played top-notch tennis” “an athlete in tiptop condition” “she is absolutely tops”
  2. quite well “she doesn't feel first-rate today”

واژه‌های دیگر با معنی «عالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن