fishier معنی فارسی ماهي مانند داراي بويامزه ماهي ماهي دار درست شده ازماهي واژههای دیگر با معنی «ماهي مانند» fishiest ماهي مانند، داراي بويامزه ماهي، ماهي دار fishy ماهي مانند، داراي بويامزه ماهي، ماهي دار fish like ماهي مانند. fish-tail مانند دم ماهي imbricate مانند پولک ماهي روي هم چيدن، نيمه نيمه روي هم گذاشتن، فلس فلسي کردن salmonoid وابسته به يا مانند ماهي آزاد، وابسته به زير راسته ي Salmonoidei و راسته ي، Salmoniformes finner بالي که مانند ماهي برپشت پردارد، بال پردار ichthyosaurus يکجور خزنده ءبزرگ ماهي مانند در دوره ء دوم، طبقات الارضي pisciform ماهي وار، ماهي مانند imbrication روي هم چيني کانند پولک ماهي، روي هم چيدگي مانند پولک ماهي